تبلیغات
Baran - دلنوشته
سلام عزیزانم 
یادش بخیر چه روزهایی بود که با اشتیاق پشت سیستم می نشستم و دل را به دانش آموزانی می بستم که مشتاقانه و حریص به دنبال پیامها و نمونه سوالات و ... بودند و چه دانش آموزان نازنینی که گاهی با خستگی مفرط بعد از ساعت ورزش و یا با چهره ای خمار و خواب آلود از بستر بلند می شدند و ناشتا و گاهی به زور و اجبار والدین به مدرسه می آمدند تا شاید نکته ای را بیاموزند.
تنها دلخوشی ام این بود که بعد از آموزش دانش آموزی اظهار رضایت داشت و یا بعد از سالها و موفقیت در کنکور می گفت : « خانم تحریری، خیلی ممنون الان هر چه بلدم از آموخته های شماست.»
اما اکنون در این سالهای پایانی که به پست معاونت روی آوردم نه از روی اختیار بلکه به اجبار ؛ به خاطر برنامه های دست و پاگیر اداری که هر لحظه باید از فعالیت ها عکس و یا فیلم بگیری و همه کارها را نه برای دل خودت  بلکه برای رضایت دیگران که هیچ رنگ و بوی آموزشی ندارد ؛ انجام دهی بسی سخت و غم انگیز است.
خدایا به آنچه که به من و دوستانم عطا می کنی آن باشد که لیاقتش را داریم و برای ما ذخیره آخرت قرار بده.
آمین یا رب العالمین



طبقه بندی: شعرو پیامک، 
برچسب ها: دانش آموزانم را فراموش نمی کنم،  

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : زهره تحریری | نظرات

  • paper | قدس | قیمت ارز بازار آزاد
  • دانلود آهنگ جدید