تبلیغات
Baran - افعال ناقصه و چگونگی عمل به آنها

واژه «اصبح» كه از افعال ناقصه به شمار می‏رود، با مشتقات آن، در موارد متعددی از قرآن كریم به كار رفته است و مترجمان و مفسران آن را به گونه‏های مختلف ترجمه و تفسیر كرده‏اند. این اختلاف نظر سبب شده است كه چهره مسئله تا حدودی ناشناخته بماند و برخی مترجمان در ترجمه این واژه دچار تحیّر شوند و گاه معنای خاصی را برای آن در نظر بگیرند و جز آن را رمی به خطا كنند. برای روشن شدن این مسئله، نگارنده بر آن است كه درباره این واژه بررسی كوتاهی انجام دهد، و با استناد به كتب لغت، نحو، اعراب و تفسیر، حقیقت را تا آن جا كه در فرصت مقاله می‏گنجد روشن سازد.

در این جا، نخست باید افعال ناقصه و چگونگی عمل آنها را یادآور شویم، آن گاه موارد كاربرد «اصبح» و مشتقات آن در قرآن را پی‏گیری كنیم، سپس معنای این واژه را از دیدگاه لغت‏شناسان و ادیبان بررسی نماییم و در پایان، نظری نیز بر تفاسیر بیفكنیم و ببینیم مفسران این واژه را چگونه تفسیر كرده‏اند. اینك به ترتیب، به توضیح مباحث فوق می‏پردازیم.

افعال ناقصه و چگونگی عمل آنها

در كتب نحوی، افعال ناقصه بر دو بخش تقسیم شده‏اند:

1. كان و اخوات آن. این مجموعه عبارتند از: كان، أمسی، أصبح، أضحی، ظلّ، بات، صار، لیس، مازال، ما انفكّ، ما فتی، ما برح و مادام.

2. كاد و اخوات آن. این مجموعه نیز عبارتند از: كاد، أوشك، كرب، عسی، حری، اخلولق، أنشأ، علق، صفق، أخذ، هبّ، بدأ، ابتدأ، جعل، قام و انبری. همچنین نحویان از میان افعال بخش دوم، سه فعل اول (كاد، أوشك و كرب) را افعال مقاربه، و سه فعل بعد (عسی، حری و اخلولق) را افعال رجاء، و بقیه را افعال شروع نامیده‏اند، كه در مجموع به همه این افعال، از باب تغلیب، افعال مقاربه می‏گویند.

این دو دسته از افعال ناقصه در عمل یكسانند؛ یعنی بر سر مبتدا و خبر درمی‏آیند و مبتدا را به عنوان اسم خود مرفوع، و خبر را به عنوان خبر خود منصوب می‏كنند.1

آنچه در این جا مورد بحث قرار می‏گیرد، بخش اول از افعال ناقصه است، و محور بحث را نیز افعالی چون «اصبح» و «امسی» و مشتقات آنها تشكیل می‏دهند. بدیهی است كه با روشن شدن مسئله در مورد این دو فعل، حكم بقیه افعال نیز روشن خواهد شد.

«اصبح» و مشتقات آن در قرآن

«اصبح» و مشتقات آن در قرآن، به ترتیبی كه در المعجم المفهرس2 آمده به قرار زیر است:

أَصْبَحَ: مائده، 30، 31؛ كهف، 42، 45؛ قصص، 10، 18، 82؛ ملك، 30.

أَصْبَحَت: قلم، 20.

أَصْبَحْتُم: آل عمران، 103؛ فصّلت، 23.

أَصْبَحُوا: مائده، 53، 102؛ اعراف، 78، 91؛ هود، 67، 94؛ شعراء، 157؛ عنكبوت، 37؛ احقاف، 25؛ صف، 14.

تُصْبِحُ: كهف، 40؛ حج، 63.

تُصْبِحُوا: حجرات، 6.

تُصْبِحُون: روم، 17.

یُصْبِحُ: كهف، 41.

لَیُصْبِحُنَّ: مؤمنون، 40.

یُصْبِحُوا: مائده، 52.

مُصْبِحین: حجر، 66، 83؛ صافّات، 137؛ قلم، 17، 21.

ذكر این نكته لازم است كه چون موارد فوق همه از باب «اِفعال»اند، بحث كنونی شامل آنها خواهد بود؛ امّا ساختارهایی مانند: صُبْح، صَبَّحَ، صَباحْ و اِصْباحْ كه در مواردی از قرآن كریم به كار رفته‏اند و از افعال ناقصه به شمار نمی‏آیند از موضوع بحث خارج‏اند.3

«اصبح» از نگاه لغت

در لسان العرب آمده است:

«... واَصْبَحَ القومُ: دخلوا فی الصّباح، كما یقال: اَمْسَوْا، دخلوا فی المساء... وفی التنزیل: واِنّكم لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِم مُصْبِحِین وَبِاللَّیْل؛ وقال سیبویه: اصبحنا وامسینا، ای صرنا فی حین ذاك... و اصبح فلان عالما، ای صار...».4

در اقرب الموارد می‏خوانیم:

«اصبح الرّجل: دخل فی الصّباح، «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُصْبِحِینَ» ای: وهم داخلون فی الصّباح... و أصبح فلان عالما، ای صار...».5

و در معجم متن اللغة آمده است:

«اصبح: دخل فی الصَّباح: دنا وقت دخوله فی الصَّباح... واصبح فلان كذا: بمعنی صار...».6

در لغت‏نامه‏های دیگر نیز «اصبح» با همین مفاهیم آمده است، كه از مجموع آنها این نتیجه به دست می‏آید كه كاربرد «اصبح» دو گونه است؛ گاه به صورت تامّه است، بدین معنی كه فعل تنها به فاعل خود اكتفا می‏كند؛ مانند «اصبح القوم» كه در این صورت فعل دلالت بر زمان دارد، از این رو اهل لغت «اصبح القوم» را به «دخلوا فی الصّباح» معنی كرده‏اند؛ و گاه به صورت ناقصه است كه هم اسم دارد و هم خبر، مانند «اصبح فلان عالما» كه در این صورت اهل لغت آن را به معنای «صار» گرفته‏اند. البته آنچه در این جا به عنوان نتیجه بحث لغوی مطرح شد، تمام نتیجه نیست و باید با پی‏گیری مباحث نحوی و تفسیری به نتیجه روشن‏تری دست‏یافت. اینك به بررسی مسئله از دیدگاه برخی از متخصّصان علم نحو می‏پردازیم.

تحلیلی از دانشمندان علم نحو

زمخشری كه از پیشگامان این گروه به شمار می‏رود، در كتاب المفصّل، در فصلی تحت عنوان «اصبح و نظایر آن» می‏نویسد:

«اصبح و امسی و اضحی به سه معنی آمده است:

1. آن كه مضمون جمله، مقرون به یكی از این سه زمان، یعنی صبح و شام و ظهر باشد؛ چنان كه در «كان» گذشت.

2. آن كه به معنای ورود در این زمان‏ها باشد، مانند «اَظْهَرَ» و «اَعْتَمَ»، كه در این صورت افعال نامبرده به صورت تامّه به كار می‏روند و تنها به اسم مرفوع اكتفا می‏كنند...

3. آن كه به معنای «صار» باشد، مانند: اصبح زید غنیّا وامسی امیرا...».7

غلایینی، زیر عنوان «معانی كان و اخوات آن» آورده است:

«معنای «كان» اتصاف مسند الیه به مسند در زمان گذشته است، و گاه در صورت وجود قرینه، بیانگر اتصاف مزبور به طور دایم است؛ چنان كه در آیه شریفه «وكان اللّه‏ علیما حكیما» بدین معنی است كه خدا همواره دانا و فرزانه است. و معنای «امسی» اتصاف مسند الیه به مسند در شام، و معنای «اصبح» اتصاف مسند الیه به مسند در صبح است...».8

وی پس از آن كه معنای اصلی بقیّه افعال ناقصه را نیز بیان می‏كند، در پایانِ بحث از معانی می‏افزاید:

«كان و امسی و اصبح و اضحی و ظلّ و بات، گاه به معنای «صار» به كار می‏روند؛ البته این در صورتی است كه قرینه‏ای داشته باشیم بر این كه مقصود متكلم اتصاف مسند الیه به مسند در وقت خاص این افعال نیست. از این قبیل است آیه «فَكَانَ مِنَ المُغْرَقِین» [هود، 43] یعنی «صار»، و نیز آیه «فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إخْوَانا» [آل عمران، 103] یعنی «صِرْتُمْ»، و آیه «فَظَلَّتْ اَعْنَاقُهُم لَهَا خَاضِعِین» [شعراء، 4 [یعنی «صارت»، و آیه «ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّا» [نحل، 58] یعنی «صار».».9

در كتاب النحو الوافی درباره «اصبح» چنین آمده است:

«اَصْبَحَ با دو معمول خود بر این معنی دلالت دارد كه اسم آن، در زمان خاصی كه با صیغه فعل تناسب دارد، به معنای خبر آن متصف است، مانند، «اصبح السّاهر متعبا» [یعنی: آن بیدار مانده در شب، با حالت خستگی به صبح درآمد]. «اصبح» به طور فراوان به معنای «صار» به كار می‏رود و طبق شرایط «صار» عمل می‏كند، مانند: «اصبح النّفط دعامة الصّناعة» [یعنی: نفت، زیربنای صنعت شده است]. روشن است كه «اصبح» در این مثال و نظایر آن، بدان سبب به معنای «صار» آمده است كه مقصودِ گوینده منحصر به زمان صبح نیست، بلكه مقصود این است كه موضوع از حالت گذشته خود به حالتی جدید كه اختصاص به صبح ندارد درآمده است. این فعل به طور فراوان به صورت تامّه نیز به كار می‏رود، مانند: «أیّها السَّاری قد أَصْبَحْتَ» یعنی: ای مسافر شب، به صبح درآمدی».10

از نظرات فوق چنین بر می‏آید كه «اصبح» در اصل برای بیان اتصاف اسم آن به معنای خبرش در زمان صبح است، ولی این در جایی است كه اتصاف مزبور در چنین زمانی، مقصود متكلم باشد و از ساختار كلام نیز این معنی استفاده شود؛ اما اگر قرینه‏ای بر عدم دخالت زمان در فعل وجود داشته باشد، باید فعل را به معنای «صار» و عاری از زمان گرفت.

آنچه تا كنون از بررسی‏های لغوی و نحوی به دست آمد این است كه اگر «اصبح» به صورت تامّه به كار رود، قطعا دلالت بر زمان دارد، و اگر به صورت ناقصه به كار رود از دو حال خارج نیست؛ یا قرینه‏ای بر اتصاف مسند الیه به مسند در زمان خاص، وجود دارد، كه این همان وضع اوّلیِ فعل است و در این جا فعل را باید به معنای اصلی خود گرفت، و یا قرینه‏ای بر اتصاف مزبور در زمان خاص، وجود ندارد، كه در این صورت فعل به معنای «صار» خواهد بود.

دیدگاه مفسران

پیش از ورود به بحث تفسیری و انعكاس دیدگاه مفسران، مناسب است به آنچه از مجموع ساخت‏های این فعل استفاده می‏شود مروری بكنیم، آن گاه برای نمونه به نقلِ گفته برخی از مفسران بپردازیم. از مجموع این ساخت‏ها كه در قرآن مجید به كار رفته و در آغاز مقاله به آنها اشاره شد، مواردی كه فعل در آنها به صورت تامّه به كار رفته طبعا بیانگر زمان است، مانند آیه 17 سوره روم:

فَسُبْحَانَ اللّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ

كه این گونه ترجمه می‏شود:

خدا را آن گاه كه به شب درمی‏آیید و آن گاه كه وارد صبح می‏شوید تسبیح گویید.

هم چنین است آیاتی كه در آنها واژه «مُصْبِحِین» به كار رفته، كه چون همه به صورت تامّه به كار رفته‏اند دلالت بر زمان خاص دارند. آیات آن را با ترجمه هر یك مرور می‏كنیم:

وَقَضَیْنَا إِلَیْهِ ذَلِكَ الاْءَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ (حجر، 66)

و این امر را به او وحی كردیم كه دنباله آنان هنگامی كه به صبح درمی‏آیند بریده خواهد شد.

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُصْبِحِینَ (حجر، 83)

پس هنگامی كه به صبح درآمدند، صیحه آنان را فرا گرفت.

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ (صافات، 137)

و شما آن گاه كه به صبح درمی‏آیید، قطعا بر [آثار] آنان می‏گذرید.

إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِینَ (قلم، 17)

ما آنان را آزمودیم، چنان كه صاحبانِ آن باغ را آزمودیم، آن گاه كه سوگند یاد كردند كه هنگام ورودشان به صبح میوه آن [باغ] را خواهند چید.

فَتَنَادَوْا مُصْبِحِینَ (قلم، 21)

پس هنگام ورودشان به صبح، یكدیگر را ندا دادند.

اینها همه مواردی هستند كه دو واژه «تُصْبِحُون» و «مُصْبِحین» در آنها به صورت تامّه به كار رفته‏اند و زمان خاص در آنها منظور شده است؛ اما بقیه موارد كه فعل در آنها به صورت ماضی یا مضارع به كار رفته است، به صورت ناقصه و همراه با اسم و خبر آمده‏اند. در حقیقت، سخن بر سر همین قسم است كه باید ببینیم افعالی كه به این عنوان به كار رفته‏اند بر چه معنایی دلالت دارند، آیا باید زمان را در ترجمه آنها منعكس ساخت، یا آنها را به معنای «صار» گرفت، و یا این كه قائل به تفصیل شویم و پیرو دلالت قرینه باشیم؟

برخی مفسران در تفسیر آیاتی كه این افعال در آنها ذكر شده است به توضیح معنای فعل نپرداخته و شاید به تصور این كه مسئله روشن است، آن را به وضوح خود واگذارده‏اند؛ ولی بسیاری از آنان معنای فعل را ذكر نموده و تا حدودی درباره آن سخن گفته‏اند. جامع‏ترین سخنی كه در این زمینه می‏بینیم، سخن شهاب‏الدین ابوالعباس، معروف به «سمین حلبی» (درگذشته به سال 756ق) است. او در كتاب خود الدّرّ المصون، ذیل آیه «... فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانا» (آل عمران، 103) می‏نویسد:

««اصبح» از اخوات «كان» به شمار می‏رود. این فعل اگر ناقصه باشد، مانند «كان» اسم خود را مرفوع و خبرش را منصوب می‏كند، و اگر تامّه باشد، تنها فاعل را مرفوع و به همان اكتفا می‏كند. در این صورت، چنانچه بعد از آن اسمی منصوب قرار گیرد، آن اسم حال خواهد بود. «اصبح» اگر به معنای ورود در صبح باشد تامّه است، مانند «اصبح زیدٌ» یعنی: زید وارد صبح شد. «امسی» نیز همین گونه است. خداوند فرموده است: «فَسُبْحَانَ اللّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ»، و نیز فرموده است: «وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ»...

«اصبح» ممكن است در عمل و معنی مانند «صار» باشد و «اخوانا» خبر آن قرار گیرد. در این آیه، دانشمندان روا دانسته‏اند كه «اصبح» یا به معنای خودش باشد، یعنی بر اتصاف موصوف به صفت در زمان صبح، دلالت كند، و یا به معنای «صار» باشد، و یا این كه تامّه و به معنای «دخلتم فی الصّباح» باشد. البته اگر ناقصه و به معنای خودش باشد، ظاهر این است كه «اخوانا» به عنوان خبر خواهد بود...

ابن‏عطیه می‏گوید: «هر چند لفظ «أصْبَحْتُم» اختصاص به وقت دارد، ولی این لفظ بیانگر استمرار است، و از آن جا كه صبح آغاز روز است و انسان كارهای خود را از صبح شروع می‏كند، این لفظ را به این معنی اختصاص داده‏اند. از این رو، حالتی كه انسان هنگام صبح در خود احساس می‏كند، غالبا همان حالتی است كه در تمام روز با آن رو به روست...».

شیخ [ابوحیّان اندلسی] می‏گوید: «من تاكنون هیچ یك از نحویان را ندیده‏ام كه این استمرار را كه ابن‏عطیه از آن سخن گفته و برای آن دلیل آورده است مطرح كرده باشد. نحویان، تنها به همان دو معنی كه ما گفتیم اشاره كرده‏اند».

من معتقدم كه آنچه ابن‏عطیه گفته است سخنی نیكوست، و اگر نحویان درباره آن چیزی نگفته‏اند، دلیل بر ردّ آن نیست؛ زیرا آنان غالبا مباحثی را كه با الفاظ ارتباط دارد مطرح می‏كنند و درصدد بیان مفاهیمی كه از فحوای كلام استفاده می‏شود برنمی‏آیند، چون این موردِ نیازشان نیست...».11

در تفسیر روح البیان ذیل آیه 78 سوره اعراف: «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَاثِمینَ» چنین آمده است:

«(فأصبحوا فی دارهم) ای صاروا فی أراضیهم وبلدهم أو فی مساكنهم (جاثمین) ای خامدین موتی لاحَراك بهم...».12

صابونی آیه فوق را این‏گونه تفسیر كرده است:

«أخذتهم الزّلزلة الشّدیدة فصاروا فی منازلهم هامدین موتی لا حَراك بهم...».13

چنان كه ملاحظه می‏كنید، در این دو تفسیر، «أصبحوا» به «صاروا» معنی شده و معنای دیگری برای آن گفته نشده است. ولی برخی مفسران، علاوه بر معنای مذكور، معنای اصلی فعل را نیز در این جا احتمال داده‏اند، كه به چند نمونه اشاره می‏شود:

1. در تفسیر المنار ذیل همین آیه آمده است:

«وأصبحوا امّا بمعنی صاروا، و امّا بمعنی دخلوا فی وقت الصّباح، ای حال كونهم جاثمین».14

از معنای دوم چنین برمی‏آید كه «اصبح» به صورت تامّه تفسیر گردیده و «جاثمین» در تركیب كلام، حال قرار داده شده است.

2. آلوسی در ذیل آیه مورد بحث می‏گوید:

«واصبح یحتمل ان تكون تامّة فجاثمین حال، وان تكون ناقصة فجاثمین خبر، والظّرف علی التقدیرین متعلق به، وقیل: هو خبر و «جاثمین» حال، ولیس بشی‏ءٍ، لإفضائه الی كون الإخبار لكونهم فی دارهم مقصودا بالذّات».15

از كلام آلوسی نیز استفاده می‏شود كه «أصبحوا» را می‏توان در این جا، هم به صورت تامّه به كار برد و هم به صورت ناقصه؛ جز این كه اگر تامّه باشد، «جاثمین» در تركیب كلام حال است، و اگر ناقصه باشد، «جاثمین» خبر آن خواهد بود، و در هر دو صورت «فی دارهم» كه ظرف است متعلق به «جاثمین» است، هر چند برخی آن را خبر «اصبحوا» دانسته‏اند؛ ولی آلوسی این نظریه را بدان دلیل كه «بودنِ در خانه‏هایشان» مقصودِ اصلی كلام نیست، نادرست می‏داند.

3. در تفسیر لاهیجی ذیل همین آیه آمده است:

«[فاصبحوا] پس صبح كردند، و می‏تواند «فاصبحوا» به معنای «فصاروا» باشد، یعنی پس گردیدند [فی دارهم جاثمین] در منزل‏های خود بر روی افتادگان».16

4. علامه طباطبایی در ذیل آیه 91 سوره اعراف كه درست مانند ذیل آیه 78 همین سوره است آورده است:

«اصبحوا ای صاروا، او دخلوا فی الصّباح».17

نتیجه بحث

از آنچه تاكنون گفتیم، این نتیجه به دست می‏آید كه در قرآن كریم هر جا اسم فاعلِ «أصبح» به كار رفته، آن اسم دلالت بر زمان دارد و ساختار آن به صورت تامّه است. هم چنین در هر موردی كه فعل آن به صورت تامّه به كار رفته، آن فعل بیانگر زمان است، كه آیه 17 سوره روم: «فَسُبْحَان اللّه‏ِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ» از این قبیل است. اما در بقیه موارد كه پس از فعل، اسمی منصوب آمده است، مانند: «فَأَصْبَحُوا فی دارهم جَاثِمین»، می‏توان «أصبح» را یا از زمان تجرید كرد و آن را به معنای «صار» گرفت، و یا آن را بر معنای اصلی خود باقی گذاشت و زمان خاص را از آن استفاده كرد. البته در صورت دوم، شكل فعل یا به صورت تامّه است كه اسم منصوب در تركیب كلام، حال قرار می‏گیرد، و یا به صورت ناقصه است كه اسم منصوب خبر آن خواهد بود.

در پایان، نمونه‏هایی از ترجمه فعل مورد نظر را از قرآن‏های خطی و چاپی می‏آوریم. انتخاب معانی مختلف در این ترجمه‏ها نشانگر آن است كه مترجمان توجه داشته‏اند كه این فعل تاب هر یك از معانی مذكور را دارد و چنان نیست كه تنها یك معنی داشته باشد و آوردن معنای دیگر در ترجمه نادرست تلقی گردد.

الف. ترجمه‏های خطی

آنچه از ترجمه‏های خطی در این جا به عنوان نمونه می‏آوریم، مستند به فرهنگنامه قرآنی است كه در آن، برابرهای فارسی قرآن براساس 142 نسخه خطی كهن گردآوری شده است. شماره‏هایی كه بعد از هر واژه آمده نشانگر ردیف مخطوط مورد نظر در فرهنگنامه است. نمونه‏های گزیده شده نیز، به ترتیب، مربوط به آیه 103 سوره آل عمران و آیه‏های 78 و 91 سوره اعراف است.

أَصْبَحْتُمْ: فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانا (3: 103)

شدید 1 و 2، شدیت 3، شدَسْتی 10، گردیدی شما 24، باشید 27، شدید همه 30، گشتید شما 34، بامداد كردید 36، شدی 40، بامداد شدید شما 56، در روز آمدی شما 57، گشتی شما 60، در روز آمدید 76، بامدادن شدید 92، بامداد برخواستید 136.

[أَصْبَحُوا ] : فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَثِمِینَ (7: 78)

بشدند 2، گشتند بامداد 58، در گاهِ بامدادان شدند 72.

[أَصْبَحُوا ] : فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَثِمِینَ (7: 91)

گشتند 10، بامداد كردند 27، در روز آمدند 35، بامداد شدند 56، اندر بامداد آمدند 57، گشتند بامداد 68، برخواستند 124.

ب. ترجمه‏های چاپی

از ترجمه‏های چاپی، تنها به ترجمه آیه 78 سوره اعراف از چند ترجمه معروف قدیم و جدید بسنده می‏كنیم. خوانندگان محترم می‏توانند با مراجعه به ترجمه‏های دیگر، اطلاعات بیشتری در این زمینه به دست آورند. ترتیب ترجمه‏های انتخاب شده نیز براساس تاریخ تقریبی نگارش آنها صورت پذیرفته است.

ترجمه تفسیری طبری: بگرفت ایشان را آوازی [بگردیدند18] اندر سرایهای ایشان خاكستر.

میبدی: فرا گرفت ایشانرا بانگ و جنبش، بامداد كردند در سرایهای خویش برُوی در افتاده و برجای مرده.

اسفراینی (تاج التراجم): پس بگرفت ایشان را بانگ و زلزله تاگشتند اندر زمین افتیده و هلاك شده.

دهلوی: پس درگرفت ایشان را زلزله، پس گشتند مرده بزانو افتاده در سرای خویش.19

عبدالحسین آیتی: پس گرفت ایشان را زلزله عظیم و بامداد كردند در حالتیكه مانند مردگان برُوی در افتاده بودند.

معزّی: پس بگرفتشان زمین لرزشی كه گردیدند در خانه خود مردگان.

پاینده: پس دچار زلزله شدند و در خانه خویش بیجان شدند.

الهی قمشه‏ای: پس زلزله‏ای بر آنها آغاز گردید تا آنكه همه در خانه‏های خود از پای درآمدند.20

یاسری: و گرفت ایشان را آوازی مهیب و زلزله‏ای عجیب به سبب كشتن شتر؛ و صبح كردند در خانه‏های خود از پا افتاده و هلاك شده.

آیة اللّه‏ مكارم شیرازی: سرانجام زمین لرزه آنها را فراگرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بی‏جانشان در خانه‏هاشان باقی مانده بود.

عبدالمحمد آیتی: پس زلزله‏ای سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‏های خود بر جای مردند.

امامی: پس، لرزه‏ای درگرفت‏شان و در خانه‏هاشان به رو فروخشكیدند.

فولادوند: آنگاه زمین لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‏هایشان از پا درآمدند.

مجتبوی: پس زمین لرزه ــ در اثر صاعقه آسمانی ــ آنان را بگرفت تا در خانه‏های خویش به رو درافتادند ــ و مردند.

خرمشاهی: آنگاه زلزله ایشان را فرو گرفت و در خانه‏شان از پا درآمدند.

1. رك: مصطفی الغلایینی، جامع الدروس العربیة، چاپ چهاردهم، المكتبة العصریة، صیدا، بیروت، 1400ق، ج 2، صص 276-290.

2. محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكریم، نشر پرتو، تهران، بی‏تا، مادّه «صبح».

3. هرچند «اِصباح» مصدر باب «اِفعال» است، اما چون این واژه در آیه مربوطه (انعام، 96) به معنای «صبح» آمده، از موضوع بحث خارج است.

3. هرچند «اِصباح» مصدر باب «اِفعال» است، اما چون این واژه در آیه مربوطه (انعام، 96) به معنای «صبح» آمده، از موضوع بحث خارج است.

4. ابن منظور، لسان العرب، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408ق، ج 7، واژه «صبح».

5. سعید الخوری الشرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیة والشوارد، ج 1، همان واژه.

6. الشیخ احمد رضا، معجم متن اللغة، دار مكتبة الحیاة، بیروت، ج 3، همان واژه.

7. ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشری، المفصل فی علم اللغة، چاپ اول، دار احیاء العلوم، بیروت، 1410ق، ص 317-318.

8. مصطفی الغلایینی، جامع الدروس العربیة، ج 2، ص 276.

9. همان، ص 277.

10. عباس حسن، النحو الوافی مع ربطه بالأسالیب الرفیعة والحیاة اللغویة المتجددة، چاپ سوم، دار المعارف بمصر، ج 1، ص 503.

11. الدرّ المصون فی علوم الكتاب المكنون، چاپ اول، دارالكتب العلمیة، بیروت، 1414ق، ج 2، ص 178-179.

12. اسماعیل حقی البرسوی، روح البیان، چاپ هفتم، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1405ق، ج 3، ص 193.

13. محمدعلی الصّابونی، صفوة التفاسیر، دارالفكر، بیروت، ج 1، ص 456.

14. محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، چاپ دوم، دارالمعرفة، بیروت، ج 8، ص 507.

15. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، چاپ چهارم، داراحیاء التراث العربی، 1405ق، ج 8، ص 165.

16. بهاءالدین محمد بن شیخعلی الشریف اللاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، مؤسسه مطبوعاتی علمی، تهران، 1363، ج 2، ص 63.

17. المیزان فی تفسیر القرآن، منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة، قم المقدسة، ج 8، ص 193.

18. بنابر آنچه در مقدمه مصحح آمده است، هر جا واژه‏ای از نسخه اصلی افتاده، مصحح آن را از نسخه‏های دیگر برگرفته و میان دو قلاب نهاده است.

19. مترجم در ترجمه آیه 91 همین سوره این گونه آورده است: پس درگرفت ایشان را زلزله پس صبح كردند در سرای خویش مرده بر زانو افتاده.

20. مترجم، آیه 91 همین سوره را این گونه ترجمه كرده است: پس زلزله بر آن منكران آغاز گردید، شب را صبح كردند در حالی كه در خانه‏های خود بخاك هلاك افتادند.




طبقه بندی: سوالات عربی،  اموزشی، 
برچسب ها: افعال ناقصه،  

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : زهره تحریری | نظرات

  • paper | قدس | قیمت ارز بازار آزاد
  • دانلود آهنگ جدید